ورود     |ثبت نام
تاریخ انتشار  :  10:09 صبح ۱۳۸۸/۱۱/۱۷
تعداد بازدید  :  2025
Print
   
محتوای هنر از دیدگاه مقام معظم رهبری

اسلامى بودن بعضى از كارهاى هنرى به محتواى آن بستگى دارد،مثل قصه و نمايشنامه. براى يك قصه،با يك مقاله اسلامى چه تعريفى ارائه مى كنيد؟اينكه معيارهاى اسلامى يا مفاهيم اسلامى را درست بيان كند.اگر هم مسائل،مذهبى به معناى خاص آن،نيست بلكه اجتماعى يا سياسى و امثال آنهاست،در آنها هم نبايد با اصول اسلامى مغايرتى وجود داشته باشد.اينها را كه تامين كرديد،آن مقاله اسلامى است،حداقل ضد اسلامى يا غير اسلامى نيست.
اسلامى بودن بعضى از كارهاى هنرى به محتواى آن بستگى دارد،مثل قصه و نمايشنامه. براى يك قصه،با يك مقاله اسلامى چه تعريفى ارائه مى كنيد؟اينكه معيارهاى اسلامى يا مفاهيم اسلامى را درست بيان كند.اگر هم مسائل،مذهبى به معناى خاص آن،نيست بلكه اجتماعى يا سياسى و امثال آنهاست،در آنها هم نبايد با اصول اسلامى مغايرتى وجود داشته باشد.اينها را كه تامين كرديد،آن مقاله اسلامى است،حداقل ضد اسلامى يا غير اسلامى نيست. (1)
از جنبه ى هنرى كه در قصه نويسى هست،هيچ چيز خاصى كه بتوان آن را معيار اسلامى يا غير اسلامى بودن دانست،وجود ندارد
،هر چه كه بتواند قصه را زيباتر و هنرمندانه تر كند،نه تنها اشكالى ندارد،بلكه بهتر است.نمايشنامه هم همينطور. (2) اما اگر بد آموزى در آن بود،كج انديشى در آن بود،اغوا در آن بود و تهمت و افترا و فحاشى و بد زبانى در آن وجود داشت، غيراسلامى است.
تئآتر و ديگر هنرهايى كه در نيم قرن اخير يعنى در روزگار غربت و محكوميت ارزشهاى اسلامى و تهاجم همه جانبه به آن،وارد كشور ما شد،طبيعة بر پايه اى غير اسلامى بنا گشت و در جهت مغاير و حتى متضاد با مفاهيم اسلامى رشد كرد.
غربزدگانى كه نخستين رويش اين رشته هاى اساسى هنر را در كشور اسلامى ما ارائه كردند،از اسلام كاملا بيگانه و شايد با آن معاند بودند.لذا بتدريج اين تصور را در ذهن همه،مخصوصا نسل هاى نوخاسته برمى انگيختند كه تئآتر و سينما داراى طبيعتى غير مذهبى و ضد مذهبى است و نمى توان و نبايد از آن براى ارائه ى پيامهاى اسلامى بهره گرفت. (3)
در زمينه ى معيار اسلامى يا غير اسلامى،غير از محتواى،شكل هم مؤثر است مثلا در هنرهاى تجسمى.يك وقت است كه عكس يك زن عريان كشيده مى شود يا فرض بفرماييد يك شكل اغواگر ديگر يا يك منظره ى دروغ و تهمت آميز،اينها محتوى است.
اما :
ظاهر و شكل هم مى تواند معيار اسلامى بودن قرار بگيرد
،يعنى خود مجسمه،منهاى اينكه اين مجسمه انسان پوشيده است يا عريان،كه از نظر بعضى فتاوى درست كردن آن خلاف شرع است.
اينجا ديگر بحث اين نيست كه اين مجسمه ى زن،روسرى دارد يا ندارد،بحث اين است كه خود تهيه ى اين عكس يا مجسمه ى انسان اشكال دارد يا ندارد. (4)
در اجراى نمايشنامه،منهاى محتواى آن،نوع بازى مى تواند در اسلامى بودن يا نبودن اثر بگذارد.فرضا زنى كه لباس مردى را پوشيده يا مردى كه لباس زنى را پوشيده،اين شرعا حرام است.
چه آن زن بيايد آيه ى قرآن بخواند،يا سخن شهوت انگيزى بر زبان بياورد. (5)
هنر اسلامى اساسا غير از هنر مسلمانان است.
اين را من بارها در صحبتهايم گفته ام،غالبا هنر مسلمانان با هنر اسلامى اشتباه مى شود.
خوب اگر يك مسلمانى يك آهنگ يا يك فيلم ساخت، آن آهنگ يا فيلم ساخته ى يك مسلمان است اما لزوما اسلامى نيست.
هنر اسلامى آن چيزى است كه در آن عنصر سازنده اى از انديشه ى اسلامى وجود داشته باشد...يعنى در قالب هنرى آن،نه فقط در محتواى،چيزى از اسلام و انديشه ى اسلامى وجود داشته باشد.اين مى شود هنر اسلامى
...برويد دنبال اين كه بتوانيد سر رشته هنر اسلامى را پيدا كنيد. (6)
پيام همين خونها و حكايت پر ماجراى ايثارگريهاى رزم آوران تاريخ ساز اسلام،بهترين موضوع و محتوايى ست كه به كمك هنر و ابزار و تكنيك مناسب آن،رسالت تئآتر در جمهورى اسلامى را به نحو شايسته اى به انجام مى رساند (7) .
اگر مساله ى هنر براى مردم،و«در خدمت مردم »،يك چيز جدى است و فقط شعار نيست، يقينا يكى از چيزهايى كه بايد محتواى هنر امروز را تشكيل دهد،مساله ى جنگ است،در حقيقت جنگ مظهرى است از بزرگ ترين حماسه ها و هنرنمايى ها و ارزش آفرينى هاى مردم ما در اين دوران. (8)
...براى مثال:آهنگ هاى قرآن يك هنر اسلامى و يك موسيقى كامل است،مثلا در برخى از كشورهاى عربى خوش ذوق ترين و هنرمندترين خواننده ها (در اين زمينه) وجود دارند.اين همان كيفيت خواندن قرآن است.
قرآن به همين كيفيت بايد خوانده شود تا درست مضمون خودش را برساند.
مدتى پيش،مقاله اى از يك نويسنده ى خارجى مى خواندم.او در اين باب خيلى خوب تشبيه كرده و نمونه ها و مثالهايى آورده بود.از جمله هنر اسلامى را در مسجد نشان داده و گفته بود كه گنبد مسجد دقيقا يك هنر اسلامى است و اين نشان دهنده ى جهان بينى اسلام بر محور توحيد است،يعنى همه چيز در جهان بينى اسلام بر يك محور حركت مى كند كه آن «الله »است.
وقتى انسان زير آن گنبد مى نشيند خود را در مركز عالم احساس مى كند و خود را با همه ى كائنات مرتبط مى داند.محراب جايى ست كه پيشنماز مى ايستد و قاعدة قرآن يا كتاب در دست مى گيرد تا چيزى را به مردم ياد بدهد.
جايى كه مردم او را مى بينند.لذا بالاى سر محراب حتما يك چراغ هست كه به مرور در محرابهاى جديد به شكل چراغها و لوسترهاى زيبا مشاهده مى شود.
حتى در محراب هاى قديمى هم،چراغى از يك زنجير آويزان است،اين همان مفهوم «الله نور السموات و الارض »است كه «مثل نوره كمشكوة فيها مصباح،المصباح في زجاجة »يعنى آن چراغ داخل يك شيشه است.يا پاى ستون مساجد به صورت سنتى مقدارى پهن تر است يعنى با يك قاعده ى استوانه اى مستقيم بطرف پايين نيامده،اين نخل هاى ستون مسجد پيغمبر اكرم (ص) را تداعى مى كند.چون مسجد الرسول را با ستونهايى از نخل ساخته اند،و همينطور گلدسته ها و چيزهاى ديگر را كه در معمارى،هنر اسلامى به حساب مى آيند. (9)

1) -گفتگو با اعضاى «واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى »،16/11/1360.
2) -همانجا.
3) -پيام به «دومين جشنواره تئآتر دانشجويان كشور»،14/8/1365.
4) -«گفتگو با واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى »،16/11/1360.
5) -همانجا.
6) -گفتگو با اعضاى «واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى »،16/11/1360.
7) -پيام به «يادواره تئآتر 17 شهريور»،17/6/1361.
8) -سخنرانى افتتاحيه «مجتمع ادب و هنر در خدمت جنگ »،30/6/1363.
9) -گفتگو با اعضاى «واحد فرهنگى روزنامه جمهورى اسلامى »،26/11/1360.

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال